با صحبتهاي مهدي عزيزم همراه باشيم ...

برادر بزرگم محمد در بازيگري خوش آتيه است با اين حال چون او را مجري بهتري مي دانم اميدوارم بازيگري حضور او را در عالم اجرا كمرنگ نكند.
فعلا فقط يك كار سينمايي انجام داده ام كه آن هم تا اين لحظه پخش نشده است. در يكي از اپيزود هاي سرگيجه نقش جوان كارگرداني كه از فرنگ برگشته را بازي كردم. شنيده ام كه قرار است اين فيلم در جشنواره كن فرانسه شركت داده شود.
خدمت سربازي ام به پايان رسيد.
بلدم صداي ساز گيتار را در آورم.
عاطفه نوري يكي از بهترين بازيهايش را در نرگس انجام داده با اين حال من كار آقاي پورشيرازي و خانم مهين ترابي را بيشتر مي پسندم به خصوص وقتي كه سريال را نگاه مي كنم واقعا اين احساس به من دست مي دهد كه آنها پدر و مادرم هستند.
من تجربه زندگي زير يك سقف را با دختر خانمي نداشته ام. به همين دليل لازم بود كه در زمينه ازدواجهاي زودهنگام با تني چند از دوستان و بستگانم كه چنين كاري را انجام داده اند٬
صحبت كنم.
پيرامون سرنوشت بهروز و نسرين هم اجازه بدهيد تا حرفي نزنم اما مطمئن باشيد كه بار كج هيچگاه به منزل نمي رسد.
هميشه مي گفتم كه فوتبال براي من يعني علي انصاريان و اصلا به خاطر او بود كه پرسپوليس را دوست داشتم٬ در نتيجه امروز كه علي پس از اين همه سال عضويت در پرسپوليس به تيم رقيب نقل مكان كرده است فوتبال براي من هم مفهوم ديگري پيدا كرده و گمان مي كنم آن مبارزه و حساسيتي كه گرد ما تماشاگران وجود دارد در درون فوتبال از بين رفته است.
من هم نمي دانم كه چرا اسم اين سريال را گذاشته اند نرگس چون اولا قصه ي دو خانواده است و نه يك نفر. دوما تازه اين بهروز و نسرين اند كه با ارتباطشان سرنوشت دو خانواده را به هم گره مي زنند.
هر سريال روتيني بايد يك امضاي موسيقيايي هم داشته باشد. متاسفانه نرگس فاقد اين امضا است و نجوا و ترانه اي ندارد تا وقتي زمزمه پخش مي شود يادآور سريال ما باشد.
دايي مايه افتخار فوتبال ايراني است و ساليان سال با گل هايش مردم را شاد كرده اما اي كاش علي پيش از جام جهاني خداحافظي مي كرد تا جامعه از پيروزيها و موفقيت هايش ياد كند اما حال كه كاپيتان به جام جهاني رفته است چهره آن پيروزيها و موفقيت ها هم در ذهن مخاطب فوتبال مخدوش شده است.
برخلاف بهروز آدم كله شقي نيستم و تا الان هيچگاه به خودم اجازه نداده ام تا تو روي پدر و مادرم بايستم.
براي ورود به سينما آماده ام.
خيلي وقت است كه از حميد گودرزي بي خبرم اما در حال حاضر ما دو تا مشكلي با هم نداريم.
همه مي نويسند روتين 90 قسمتي در حالي كه نرگس سريالي 78 قسمتي است.
مردم در كوچه و خيابان جلويم را مي گيرند و مي گويند: اينقدر پدر و مادرت را اذيت نكن!
مي روم سالن بدنسازي و در كنار آن تنيس و شنا و اسكي را هم دنبال مي كنم.
دوست داشتم برزيل قهرمان جام جهاني شود.
برخلاف بهروز من اصلا آدم رفيق بازي نيستم.
تنها مجري اي كه مي تواند در زمينه اجرا با برادرم رقابت كند فرزاد حسني است.
منتظر وقوع قتل در سريال نرگس باشيد.

در اين جا هم به درخواست دوست عزيزم لعيا جان دو قطعه شعر قشنگ كه ديشب گفتم رو براتون ميذارم اميدوارم خوشتون بياد ... در ضمن لعيا جان من با تو قهر نيستم بلكه خيلي هم دوست دارم اما هيچ آدرسي از تو ندارم كه بيشتر باهات آشنا بشم ... لطفا اجازه بديد تا وبلاگ به صورت كامل لود شود ... به آهنگ هم حتما گوش كنيد.
در هر حال همتونو دوست دارم و اميدوارم يه روز خود مهدي هم اينجا بياد نه بدل هاي مهدي جون.
![]()
عروسك
چقد دوست دارم من
مهدي من٬ ملوسم
چقد عاشقتم من٬
تو رو خدا ببوسم
مهدي٬ فدات ميشم من
قربونتم مي رم من
![]()
فداي اون قد رعناي توام٬ مهدي جون
اون چشماي سياهو شيطون بلاتو قربون
مهدي نازك دلم٬ به جون تو مرده ام
از نديدن رويت٬ به خدا افسرده ام
مهدي سلوكي جونم٬ جونم به جونت بسته است
تا حالاشم چند باري٬ واست كتك خورده ام
مهدي عروسك من٬ درد و بلات به جونم
نظر بده تو وبلاگ٬ من به خدا مي دونم
وقت نداري تو اصلا ديدن كني از وبلاگ
فقط بگو يه چيزي٬ تا من آخر بدونم
كارم خوبه يا بده؟ عوض كنم چيزارو؟
يا كه تو راضي هستي٬ درد و بلات به جونم
فقط بدون تو اينو كه عاشقت من هستم
قربون قدت برم٬ من تو رو مي پرستم

![]()
انتظار سبز
مهديا اي خوشگل و زيبا كجايي
مهديا٬ يا مهديم تو جون پناهي
مهديا اي دسته گل تو بي وفايي
مهديا اي گل پسر تو مثل ماهي
مهديا اي نوگلم اي خوب و زيبا
مهديا اي ياورم٬ بگو مي آيي
مهديم زودتر بيا مُردم ز دوري
مهديا اي مهديم شيطون بلايي