تبليغاتX
مهدی سلوکی عزیزم


مهدی عزیزم این دست نوشته ها را از عمق جانم به تو تک ستاره ی قلبم تقدیم میکنم

 

سلام بچه ها ...

این عکس خوشگل رو زینب جون برام فرستاده که اونو بهتون تقدیم میکنم.


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در چهارشنبه 1385/08/10 و ساعت 10:27 |
سلام بچه ها

واقعا شرمنده که خیلی دیر دیر میام باید بگم خیلی سرم شلوغه ...

از دوستانی هم که لطف میکنن و نظر های خوب و بدشونو واسم میفرستن ممنونم.

حالا یه عکس خوشگل که یکی از دوستانم برام فرستاده براتون میذارم.


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در یکشنبه 1385/07/16 و ساعت 10:12 |
سلام عزیزان من ...

من اومدم امیدوارم که همتون خوشحال بشید .

منتظر باشید .


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در چهارشنبه 1385/07/05 و ساعت 9:43 |
تا هفته ی آینده...

دوستان عزيزم حتما منتظر باشيد

 

من از روز سه شنبه ي هفته ي آينده احتمالا هر روز به جز روزهاي پنجشنبه و جمعه در خدمت شما هستم با جديدترين اطلاعات در مورد مهدي جان.

از دوستان خوبم من جمله زينب جان كه براي من عكسهايي فرستاده بي نهايت سپاسگذارم.

عزيزاني كه از پوسترها يا عكسهاي من (قاب چوبي) در وبلاگشون استفاده ميكنند خواهش ميكنم حتما نام منبع رو ذكر كنن چون من خودم قبلا اين مشكل رو داشتم كه الحمدالله رفع شد از همتون ممنونم و براتون آرزوي موفقيت ميكنم.

بايد به عزيزانم بگم ممكنه تا سه شنبه ي آينده ON نشم پس منو ببخشيد و منتظرم بمونيد. 

  

 


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در سه شنبه 1385/06/28 و ساعت 19:6 |
هواداران...

راستش من فكر كردم و تصميم گرفتم كه يك پست از وبلاگ رو به پاسخگويي به سئوالات شما و همچنين نظرات شما اختصاص بدم و هر هفته توي اين پست جوابگوي تمام شما عزيزان باشم من از امروز هر شنبه به تمام نظرات شما پاسخ ميدم .

اگر در اين باره نظري داريد حتما به من اطلاع بديد . واقعا ممنون ميشم .

 

همچنين مي خوام يك بخش رو هم به پوسترها و عكسهاي هواداران اختصاص بدم يعني هر كدوم از شما اگر عكسي يا پوستري از مهدي جان داريد با نوشتن اسم خودتون و همچنين پيامهاي قشنگتون براي مهدي جان زير اون براي من بفرستيد و من اونها رو توي وبم قرار ميدم . از دوستان خوبم كه عكسها يا پوسترهايي از مهدي جان دارند تقاضا ميكنم به آدرس من يعني

 

 sh_sh_j2006@yahoo.com  بفرستند واقعا از همكاري شما ممنونم.

 

 

اميدوارم از اين بخشها خوشتون بياد ...

 

 

 

 

شيما جان ...

خواهش ميكنم عزيزم به ساناز هم سلام برسون.

مهتاب جان ...

عزيزم آره خود مهدي تو وبم نظر داده در ضمن من آشناي مهدي هستم نسبت فاميلي با هم نداريم.

مهدي جان عزيز دلم قربونت برم الهي ...

مرسي كه نظر دادي گلم چشم عزيزم من جدي تر كار ميكنم قربونت برم.

آرمان جان ...

لطفا تو كار ديگران دخالت نكن بابا آفرين پسر گلم. يادت نره قبل از خواب حتما مسواكتو بزني. ضمنا از اينكه تا حالا هيچ دختري برات احترام قايل نبوده از صميم قلب متاسفم اميدوارم خداوند به تو صبر جميل عطا كنه.

اروشا جان ...

خوب عزيز تو كه مهدي نيستي پس به خودت فشار نيار و زياد نخند باشه بابا ... پس خدا بنده رو اجر بده كه تونستم گل لبخند رو به لباي غنچت بيارم.

رها جان ...

عزيزم ممنون كه بهم سر زدي اميدوارم موفق باشي.

مهسا جان ...

آره عزيزم منم موافقم مهدي تو اين قسمت گل كاشت اميدوارم كارگردانها قدرشو بدونن.

بهار جان ...

سلام عزيزم اطلاع از مهسا ندارم شايد اون موقع ايراد داشته بازم سر بزن.

الهه جان ...

از تو هم خيلي سپاسگذارم كه پيش من اومدي موفق باشي عزيزم.

شينا جان ...

چشم عزيزم حتما عكساي مهدي تا چند وقت ديگه حاضر ميشه در خدمتت هستم.

هليا جان ...

عزيزم سلام مرسي كه سر زدي راستش من از مهدي آدرسي ندارم كه بتونم در اختيارت بذارم فعلا بايد صبر كني عزيزم در ضمن من از خود مهدي پرسيدم و ميدونم كه نامزد نداره و همش شايعه است. حتما قرار chat بذار عزيزم.

ستاره جان ...

همچين ميگي آقاي سلوكي احساس كردم منظورت پدر مهديه ... بابا كوتاه بيا خيلي ريز ميبينمت خانم كوچولو.(تو رو خدا از پسر شجاع خبر داري؟؟؟)

بهار جان ...

آره عزيزم حتما لينكتو ميذارم چه ميشه كرد ما اينيم ديگه ...

خواهر جان ...

بيخيال شيم ديگه مگه اتفاق خاصي افتاده؟؟؟ منتظرتم عزيزم.

خورشيد جان ...

مرسي عزيزم دوست دارم. بازم به من سر بزن.

ساناز جان ...

وبلاگ من مربوط به مهديه نه محمد عزيزم يه وب از محمد داشتم كه اونم مسئولش گفت آدرسم رو به كسي نده از طريق گوگل سرچ كن شايد چيزي پيدا كردي. منتظرت هستم.

سوگند جان ...

عزيزم واقعا ازت ممنونم دوست دارم و هميشه منتظرت هستم.

اميد جان ...

مرسي عزيزم بايد بگم مهدي ID  نداره به محض اينكه چيزي به دستم رسيد حتما خبرت ميكنم.

شيما جان ...

عزيزم بايد بگم آره اين نظر خود مهدي جونه اون از وب و نظراي شما ديدن كرده مطمئن باش.

 


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در دوشنبه 1385/06/27 و ساعت 8:10 |
جدیدترین پوسترها تقدیم به همه ی هواداران مهدی عزیزم...

پوسترها همه جدید هستند لطفا منتظر بمانید تا کامل شوند. 

 

 

  

 

 

 

با تشکر ویژه از دوست عزیزم زینب جان امیدوارم همیشه موفق و موید باشه ...


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در پنجشنبه 1385/06/23 و ساعت 13:21 |
جالبه ...همراه با نشست مطبوعاتی سریال نرگس

 حالا دو تا مطلب جالب تقديم به شما :

 

بهروز از ديدگاه مهدي عزيزم –

 

پسري از طبقه مرفه جامعه خودخواه مثل پدرش يكدنده و لجوج و اين لجاجت هميشه در جايي كه به منطق احتياج است حرف اول را مي زند.

مهدي سلوكي چند بار ديگر هم چنين نقشي را تكرار كرده است. نمونه اش سامان غريبانه همان نقشي كه نگاه مخاطب نسبت به اين بازيگر جوان را تغيير داد.

مهدي مي گويد: اين ديگر بر مي گردد به خواص سينما و تلويزيون ايران اغلب كارگردانان ما ريسك پذير نيستند و بازيگر را در همان قالبي كه امتحانش را پس داده مورد استفاده قرار مي دهند.

با اين حال شك ندارم كه وقتي نرگس به قسمتهاي پاياني اش برسد درهاي ديگري برويم باز خواهد شد. بهروز متاثر از وقايعي كه پيش خواهد آمد تغيير مي كند. او ديگر بچگي نخواهد كرد بهروز پوست مي اندازد و در مي يابد كه مفهوم واقعي زندگي چيست و چه تعريفي دارد. فكر مي كنم وقتي همكاران آقاي مقدم (كارگردانان) مرا در اين لباس ببينند متوجه خواهند شد كه توانايي ايفاي نقش در قالبهاي متفاوت را دارم. آن موقع شايد سرنوشت كاري ام دچار تحول شود.

 

 

نسرين از ديدگاه مهدي عزيزم –

 

 مردم از چهره عاطفه نوري ايراد مي گيرند و مي گويند انتخاب او متناسب با بهروز نيست كه اين شخصيت بهروز هم متمول است و هم خوش سيما.

لذا دليلي نداشته كه فردي با اين خصوصيات بخواهد از طبقه پايينتر كسي را به عنوان همسر انتخاب كند.

اما به اعتقاد من آقاي مقدم انتخاب شايسته اي داشته زيرا هميشه كه آدمها عاشق صورت طرف مقابلشان نمي شوند. خيلي وقتها دختري كه با سواد است و قواعد اجتماعي را نيز كمابيش مي شناسد مي تواند جواني را ضمن دوست داشتن كنترل هم بكند. ميان نسرين و بهروز هم چنين رابطه اي برقرار است.

نسرين بهروز را جدي گرفته و او را براي آينده اش انتخاب كرده است و نسرين اين فرصت را در اختيار بهروز گذاشته تا از زير سايه ي خانواده و از تن پروري و باري به هر جهت بودن خلاصي يابد. بهروز در رابطه اش با نسرين احساس استقلال مي كند و همين نكات تازه است كه منجر به بار نشستن جوانه عشق مي شود.

چنانچه به سراغ يك بازيگر خوش سيما مي رفتيم بيننده متوجه دلايل اصلي گرايش بهروز به طرف نسرين نمي شد.

 

سريال «نرگس» كه از تجربه‌هاي نخست تلويزيون در ارائه يك اثر 90 شبي جدي است مخاطبان زيادي را جذب كرده كه نگاه تيزبين آن‌ها نسبت به خطاهاي بعضا تصويري و فيلمنامه‌يي اين مجموعه‌ي هرشبي بيانگر اين نكته است كه برنامه‌سازان رسانه‌ي ملي كمتر اجازه‌ي آزمون و خطا دارند.

خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در گزارشي به برخي از نكات كه از سوي مخاطبان به عنوان گاف‌ها و اتفاقات غيرمنتظره‌ي سريال «نرگس» عنوان شده، اشاره كرده است. همچنين نظرات برخي از آن‌ها نيز در ادامه اين گزارش اضافه شده است.

 

ـ طرح انرژي هسته‌يي و حضور يكي از شخصيت‌ها در كنار راكتورهاي اتمي، مخاطبان اين سريال خانوادگي را غافلگير و اين پرسش را مطرح كرد كه چسباندن اين تصاوير و ديالوگ‌ها به اصل ماجراي داستان چه ربطي دارد.

ـ ميني بوسي كه نسرين ونرگس را به شهر مرزي مي‌رساند ،متعلق به شركت واحد اتوبوس راني بود.

ـ در حالي كه وسايل نسرين در صندوق زير زمين مسافرخانه ديده مي‌شود،‌همان وسايل در بيمارستان در اتاق دكتر هم هست و از سويي وقتي نسرين از بيمارستان فرار مي‌كند هم ساك وهم كيف در دستش ديده مي‌شود! گذشته از وضعيت جسماني اين در حالي است كه او با عجله بيمارستان را ترك كرده است.

ـ وقتي نسرين زن تنها و بي پناه با بچه‌اش در بيمارستان است، هيچ فردي اين اتفاق را به پليس گزارش نمي‌كند.

ـ از بچه‌يي حدود 9 ماهه به جاي نوزاد چند روزه استفاده مي‌شود و در دستان بچه اي كه نسرين او را در اوج بيچارگي به دنيا آورده النگوي طلا ديده مي‌شود.

ـ بي‌توجهي منشي صحنه در قسمت‌هاي ديگر هم مشهود است، مثلا در جايي از سريال، نرگس با يك رنگ روسري از خانه خارج مي‌شود اما وقتي باز مي‌گردد رنگ روسري او تغيير كرده است .

ـ نرگس كه متعهد و مومن و علاقمند به خانواده به تصوير كشيده شده است ،براي رفتن به شهري مرزي به شوهرش اطلاع نمي دهد .

ـ در حالي كه سمانه دائما با نرگس و برادرش كار دارد در قسمت‌هاي 50 سريال متوجه مي شويم علاوه بر شوهر بچه ‌هم دارد.

ـ در يكي از قسمت‌ها بعد از صرف يك شام مفصل، شوكت هنگام رساندن نسرين و بهروز به خانه مي‌گويد با پسرش مي‌روند بيرون شام بخورند.

 

جلسه‌ي نقد و بررسي سريال «نرگس» با حضور تعدادي از عوامل اين سريال، مهران مهام و ايرج محمدي (تهيه كنندگان)، سيروس مقدم (كارگردان)، حسن پورشيرازي(بازيگر نقش شوكت)، مهرانه مهين‌ترابي (بازيگر نقش اعظم) مهدي سلوكي (بهروز)، عاطفه نوري (نسرين) و ستاره اسكندي(نرگس) به مدت دو ساعت و 30 دقيقه در تالار كوثر صدا و سيما برگزار شد.

 

مهدي جان هم در اين نشست ميگويد:

 

نقش بهروز جاي كاري زيادي داشت

 

مهدي سلوكي (بازيگر نقش بهروز) با بيان اين مطلب كه نقش بهروز جاي كاري زيادي داشت گفت: من به بزرگان اين سريال اعتماد و آن چه در اختيارم گذاشتند را قبول كردم و پرداخت اين شخصيت برايم مهم بود.

وي با بيان اين مطلب كه رابطه واقعي بين شخصيت من و بهروز وجود ندارد، اظهار كرد: شخصيت بهروز خيلي نوسان داشت و من تمام تلاش خود را كردم تا بهترين باشم.

به اعتقاد اين بازيگر، سريال «نرگس» نسبت به كارهاي ديگري كه از تلويزيون پخش مي‌شود، با توجه به ويژگي‌هايي نظير قصه و اتفاقات زياد، در جريان كار خوب از آب درآمده است.

 

 

يكي از محاسن سريال )نرگس(

به گزارش ايسنا، تخشيد ـ مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه ـ، يكي از محاسن سريال «نرگس» را در داستان پيوسته آن عنوان و خاطرنشان كرد: قريب به اتفاق آمار مخاطبان سريال «نرگس» هر شب بيننده‌ي اين مجموعه هستند. چرا كه برروي مسائل اجتماعي تاكيد شده كه براي آن‌ها قابل درك است.

وي درباره‌ي به تصوير كشيده شدن روابط دختر و پسر در اين سريال گفت: در اين سريال سعي شده است عوارض پنهان كاري دوستي نسرين و بهروز در مقابل در جريان قرار گرفتن خانواده از رابطه نرگس و احسان به تصوير كشيده شود.

 

تخشيد و دلايل رفتار سنگدلانه‌ي شوكت

 

مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما درباره‌ي رفتار سنگدلانه‌ي شوكت را در روشي كه در رسيدن به هدف دنبال مي‌كند دانست و افزود: او به شدت به خانواده‌ي خود علاقمند است اما دوست دارد پسرش با خانواده‌اي از جنس خود ازدواج كند. اما روش غلطي را بازور و تهديد در پيش گرفته است و منجر به اتفاقات ناگوار مي‌شود.

وي افزود: حتي مي توان گفت تصميم گيري‌هاي او در موقعيت‌هايي كه در داستان براي او پيش آمده منطقي است.

ايرج محمدي نيز در ادامه، با بيان اين مطلب كه پنهان كاري خانواده‌ي شوكت درباره‌ي ازدواج نسرين نتيجه عدم صداقتي است كه شوكت در خانواده‌ي خود بنا نهاده است اظهار كرد: مبناي تفكر شوكت خود خواهي و لجاجت است.

 

مناسب بودن يا نبودن ساعت پخش سريال نرگس

 

به گزارش ايسنا، مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما نيز در پاسخ به پرسشي مبني بر مناسب نبودن ساعت پخش سريال نرگس توضيح داد: سياست پخش برنامه‌هاي نمايشي شبكه‌هاي مختلف بايد به گونه‌اي باشد كه با هم همپوشاني نداشته باشد و سريال نرگس يا بايد ساعت 18 و يا ساعت 22 و 45 دقيقه پخش مي‌شد از اين رو پس از مذاكرات بنا شد كه ساعت پخش 22 و 45 دقيقه باشد.

به اعتقاد تخشيد، ساعت پخش اين مجموعه يكي از دلايل جذب مخاطب و به همراه داشتن رضايت او است.

هر فردي بخشي از خود را در سريال نرگس مي‌بيند

حسن پورشيرازي با بيان اين مطلب كه هر فردي بخشي از خود را در سريال نرگس مي‌بيند گفت: من هم خودم از ديدن اين شخصيت درس مي‌گيرم و بسياري از مردم در طول اين مدت به من گفته‌اند، دستت درد نكنه پدر من را در اين سريال نشان دادي و يا اين كه قصه‌ي ما را از كجا مي‌دانستيد و نشان داديد.

 

نوري و نقش دخترعصبي و هيستريك

 

عاطفه‌نوري، در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه چه طور نقش دخترعصبي و هيستريك را به خوبي ايفا مي‌كند و آيا شباهتي بين نسرين و روناك وجود دارد گفت: شباهتي بين نسرين و روناك وجود ندارد، روناك فرد هيستريك و بيماري بود در حالي كه نسرين فقط اندكي پرخاشگر است.

بازيگر نقش نسرين درباره‌ي اين كه آيا در زندگي شخصي خود هم در مواجه به مسائل روزمره چنين برخوردهاي عصبي دارد؟ اظهار كرد: هيچ دليلي وجود ندارد كه از لحاظ شخصيتي به نقشي كه قرار است در آن بازي كني حتي نزديك باشي و من اصلا اين گونه نيستم و شباهتي بين شخصيت من و نسرين وجود ندارد.

 

اگر سريال نرگس موفق بوده...

 

حسن پورشيرازي نيز گفت: ‌اگر سريال نرگس موفق بوده است حاصل هدايت و رهبري گروهي بوه است كه چندين ماه زحمت كشيده‌اند.

 

درباره‌ي بچه يي كه به جاي نوزاد سريال نرگس نمايش داده شد

به گزارش ايسنا، مهران مهام، درباره‌ي بچه يي كه به جاي نوزاد سريال نرگس نمايش داده شد اظهار كرد: آيا فردي حاضر است در دماي 10 درجه زير صفر نوزاد 2 روزه‌ي خود را در اختيار گروه فيلمبرداري قرار دهد؟ ما در طالقان در دماي 10 درجه زير صفر مشغول فيلمبرداري بوديم و در ضمن آن بچه،‌ بچه‌ي 4 ماهه‌اي بود نه چند ساله!

 

سريال «نرگس» 80 قسمتي است

 

وي در پايان سخنان خود با بيان اين مطلب كه سريال «نرگس» 80 قسمتي است. ابراز اميدواري كرد: مجموعه‌ي نرگس شهريور ماه به پايان برسد.

سيروس مقدم در ادامه نشست گفت: ما نرگس را در اين سريال تصوير نكرديم، بلكه او را زندگي كرديم و يكي از دلايل ارتباط بي‌دغدغه و صميمي مخاطب با آن به لحاظ حسي است كه در تمام عوامل وجود داشت.

موفقيت سريال نرگس متعلق به همه‌ي مردم

كارگردان سريال نرگس در پايان سخنان خود موفقيت سريال نرگس را متعلق به همه‌ي مردم كشور دانست و افزود: در رسانه‌ي اين كشور مي‌توان آثاري را توليد كرد كه خانواده ‌ها در كنار هم پيام‌هاي اخلاقي را از اين طريق دريافت كنند.

 

امنيت در 2 ساعت پخش نرگس

 

سيروس مقدم مدعي شد: به گفته‌ي نيروي انتظامي ، امنيت در 2 ساعت پخش نرگس به حداكثر خود رسيده است.

سريال نرگس تلاشي در جهت كسب تجارب جديد

مدير گروه فيلم و سريال نيز در پايان سخنان خود، با بيان اين مطلب كه سريال نرگس تلاشي در جهت كسب تجارب جديد در زمينه‌ي كارهاي روتين بود گفت: اين اتفاق به گونه‌اي بود كه در حال حاضر بسياري از شبكه‌ در پي دنبال كردن اين مسير هستند.

وي ابراز اميدواري كرد گروه‌ها، نويسنده‌ها و تهيه كننده‌هاي ديگر شبكه در همين راستا قدم‌هايي را بردارند.

 

 

** در حاشيه اين نشست:

 

ـ اين نشست كه قرار بود ساعت 15 برگزار شود با يك ساعت تاخير همراه بود.

 

ـ اميد زندگاني ـ مجري ـ با بيان اين كه انتظار حضور غني‌تر را داشتيم افزود: احتمالا براي ديدن تكرار سريال نرگس، اين جمع كم‌تر شده است.

 

ـ پرسش خبرنگار يكي از روزنامه‌هاي صبح كه همراه با توضيح و تحليل بود. با انتقاد بازيگران و ديگر سازندگان سريال روبه رو شد.

 

ـ بازيگران صحبت‌هاي اين خبرنگار را پرسش نداسته و پاسخ نگفتند. اما در طول جلسه بيشتر پاسخ‌ها به صحبت‌هاي اين خبرنگار اختصاص داشت.

 

ـ در ادامه خبرنگار يكي از نشريات نيز به خاطر كلمات به كار رفته در صحبت‌هاي خبرنگار روزنامه‌ ديگر از عوامل معذرت خواست كه يكي از تهيه‌كنندگان نرگس اين معذرت را غير ضروري و نادرست دانست.

 

ـ مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما علاوه بر پرسش‌هاي سازماني، درباره‌ي نقش شوكت، شخصيت‌هاي ارائه شده شده در سريال و... نيز پاسخ مي‌گفت.

 

ـ ستاره اسكندري به خاطر عجله‌يي كه داشت جلسه را زودتر ترك كرد و تقريبا پرسشي از وي پرسيده نشد.

 

ـ اين برنامه براي پخش از شبكه سه سيما نيز ضبط مي‌شد كه به دلايل مختلف از جمله افتادن پارچه‌ي دكور و قطع ميكروفون‌ها، توسط كارگردان سالن چندين بار براي لحظاتي متوقف شد.

 

ـ علاوه بر خبرنگار تعدادي از كاركنان سازمان و افراد غير مطبوعاتي نيز حضور داشتند كه پرسش‌هايي را از بازيگران پرسيدند.

 

ـ در پايان نيز بازار گرفتن عكس با موبايل از سوي اين افراد گرم بود.

 

 


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در چهارشنبه 1385/06/22 و ساعت 9:13 |
ببینید...

 

 

با صحبتهاي مهدي عزيزم همراه باشيم ...

 

 

برادر بزرگم محمد در بازيگري خوش آتيه است با اين حال چون او را مجري بهتري مي دانم اميدوارم بازيگري حضور او را در عالم اجرا كمرنگ نكند.

 

فعلا فقط يك كار سينمايي انجام داده ام كه آن هم تا اين لحظه پخش نشده است. در يكي از اپيزود هاي سرگيجه نقش جوان كارگرداني كه از فرنگ برگشته را بازي كردم. شنيده ام كه قرار است اين فيلم در جشنواره كن فرانسه شركت داده شود.

 

خدمت سربازي ام به پايان رسيد.

 

بلدم صداي ساز گيتار را در آورم.

 

عاطفه نوري يكي از بهترين بازيهايش را در نرگس انجام داده با اين حال من كار آقاي پورشيرازي و خانم مهين ترابي را بيشتر مي پسندم به خصوص وقتي كه سريال را نگاه مي كنم واقعا اين احساس به من دست مي دهد كه آنها پدر و مادرم هستند.

 

من تجربه زندگي زير يك سقف را با دختر خانمي نداشته ام. به همين دليل لازم بود كه در زمينه ازدواجهاي زودهنگام با تني چند از دوستان و بستگانم كه چنين كاري را انجام داده اند٬

صحبت كنم.

 

پيرامون سرنوشت بهروز و نسرين هم اجازه بدهيد تا حرفي نزنم اما مطمئن باشيد كه بار كج هيچگاه به منزل نمي رسد.

 

هميشه مي گفتم كه فوتبال براي من يعني علي انصاريان و اصلا به خاطر او بود كه پرسپوليس را دوست داشتم٬ در نتيجه امروز كه علي پس از اين همه سال عضويت در پرسپوليس به تيم رقيب نقل مكان كرده است فوتبال براي من هم مفهوم ديگري پيدا كرده و گمان مي كنم آن مبارزه و حساسيتي كه گرد ما تماشاگران وجود دارد در درون فوتبال از بين رفته است.

 

 

من هم نمي دانم كه چرا اسم اين سريال را گذاشته اند نرگس چون اولا قصه ي دو خانواده است و نه يك نفر. دوما تازه اين بهروز و نسرين اند كه با ارتباطشان سرنوشت دو خانواده را به هم گره مي زنند.

 

هر سريال روتيني بايد يك امضاي موسيقيايي هم داشته باشد. متاسفانه نرگس فاقد اين امضا است و نجوا و ترانه اي ندارد تا وقتي زمزمه پخش مي شود يادآور سريال ما باشد.

 

دايي مايه افتخار فوتبال ايراني است و ساليان سال با گل هايش مردم را شاد كرده اما اي كاش علي پيش از جام جهاني خداحافظي مي كرد تا جامعه از پيروزيها و موفقيت هايش ياد كند اما حال كه كاپيتان به جام جهاني رفته است چهره آن پيروزيها و موفقيت ها هم در ذهن مخاطب فوتبال مخدوش شده است.

 

برخلاف بهروز آدم كله شقي نيستم و تا الان هيچگاه به خودم اجازه نداده ام تا تو روي پدر و مادرم بايستم.

 

براي ورود به سينما آماده ام.

 

خيلي وقت است كه از حميد گودرزي بي خبرم اما در حال حاضر ما دو تا مشكلي با هم نداريم.

 

همه مي نويسند روتين 90 قسمتي در حالي كه نرگس سريالي 78 قسمتي است.

 

مردم در كوچه و خيابان جلويم را مي گيرند و مي گويند: اينقدر پدر و مادرت را اذيت نكن!

 

مي روم سالن بدنسازي و در كنار آن تنيس و شنا و اسكي را هم دنبال مي كنم.

 

دوست داشتم برزيل قهرمان جام جهاني شود.

 

برخلاف بهروز من اصلا آدم رفيق بازي نيستم.

 

تنها مجري اي كه مي تواند در زمينه اجرا با برادرم رقابت كند فرزاد حسني است.

 

منتظر وقوع قتل در سريال نرگس باشيد.

 

 

در اين جا هم به درخواست دوست عزيزم لعيا جان دو قطعه شعر قشنگ كه ديشب گفتم رو براتون ميذارم اميدوارم خوشتون بياد ... در ضمن لعيا جان من با تو قهر نيستم بلكه خيلي هم دوست دارم اما هيچ آدرسي از تو ندارم كه بيشتر باهات آشنا بشم ... لطفا اجازه بديد تا وبلاگ به صورت كامل لود شود ... به آهنگ هم حتما گوش كنيد.

در هر حال همتونو دوست دارم و اميدوارم يه روز خود مهدي هم اينجا بياد نه بدل هاي مهدي جون.

 

  

عروسك

 

چقد دوست دارم من

مهدي من٬ ملوسم

 

چقد عاشقتم من٬

تو رو خدا ببوسم

 

مهدي٬ فدات ميشم من

قربونتم مي رم من

 

   

 

فداي اون قد رعناي توام٬ مهدي جون

اون چشماي سياهو شيطون بلاتو قربون

 

مهدي نازك دلم٬ به جون تو مرده ام

از نديدن رويت٬ به خدا افسرده ام

 

مهدي سلوكي جونم٬ جونم به جونت بسته است

تا حالاشم چند باري٬ واست كتك خورده ام

 

مهدي عروسك من٬ درد و بلات به جونم

نظر بده تو وبلاگ٬ من به خدا مي دونم

 

وقت نداري تو اصلا ديدن كني از وبلاگ

فقط بگو يه چيزي٬ تا من آخر بدونم

 

كارم خوبه يا بده؟ عوض كنم چيزارو؟

يا كه تو راضي هستي٬ درد و بلات به جونم

 

فقط بدون تو اينو كه عاشقت من هستم

قربون قدت برم٬ من تو رو مي پرستم

 

 

 

   

 

انتظار سبز

 

مهديا اي خوشگل و زيبا كجايي

مهديا٬ يا مهديم تو جون پناهي

 

مهديا اي دسته گل تو بي وفايي

مهديا اي گل پسر تو مثل ماهي

 

مهديا اي نوگلم اي خوب و زيبا

مهديا اي ياورم٬ بگو مي آيي

 

مهديم زودتر بيا مُردم ز دوري

مهديا اي مهديم شيطون بلايي

 

 


+ نوشته شده توسط شیرین سلوکی در چهارشنبه 1385/06/22 و ساعت 5:58 |
Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | © 2005 - 2006 mehdisolookiaziz.Blogfa.Com